شادمانی برای همه

از شادی می نویسم... شادمانی برای همه

 
ساعت ٤:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱٧ 

خوشحال و شاد و خندانیم

 قدر دنیا را می دانیم    

پیش از علمی شدن بحث بد نیست با خود خلوت کنیم و دمی بیندیشیم:

 

آیا حسی را که پس از دادن آخرین امتحان در ماه خرداد داشتیم به یاد داریم؟

 

بزرگترین شادی مان در کودکی چه بود؟

ده چیز که در کودکی شادمانمان می کرد :

۱- نداشتن مشق شب

۲- تعطیل شدن مدرسه- به هر دلیلی

۳-

 

 

کلمات کلیدی: شادمانی برای همه
 
 
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱٧ 

گفتنی ها کم نیست

 من و تو کم گفتیم ...

فرهاد

 آنچه برآنم داشت نوشتن رادراینجاکاشانه ی مجازی ام که به زودی پنج ساله می شود- از

 سرگیرم، حسی بود که پس از جستجوی واژه هایی چون"شادی"، "آرامش"، "خشنودی"و

 مانند آن در گوگل گریبانم را گرفت: در عین ناخرسندی از کم کاری هم زبانانم در نوشتن

 مطالبی ارزنده در این باره یا آلودن آن به مفاهیمی پیش پا افتاده و بیهوده- همچون "جک"

 های مبتذل یا مطالبی یاد آورکامیون نوشته های مهمل- در خود کششی حس کردم برای

 دوباره نوشتن. از نو نوشتن. برای بازنویسی حرف هایی که باید زد.دیگر حال و هوای سابق را

 ندارم.

آن عطش سیری ناپذیر را برای نوشتن از هنر وموسیقی. از من بهتران فراوانند در این آوردگاه.

نکند دیر شود. حس می کنم وقت آن رسیده است به شادی و زیبایی های هستی این

 دوتابوی فرهنگ و کیش عرب زده مان- از منظری دیگر نگاه شود. امید آن که روشنفکران ما

 پرده ی یاس و پوچگرایی خویش بدرند و مردم کوچه و بازار شادی ناب را از هرزگی

 جداسازند.  

گل خندان که نخندد چه کند

علم از مشک نبندد چه کند

نار خندان که دهان بگشادست

چون که در پوست نگنجد چه کند

مه تابان به جز از خوبی و ناز

چه نماید چه پسندد چه کند

آفتاب ار ندهد تابش و نور

پس بدین نادره گنبد چه کند

...

مولای ما

 

 

 


کلمات کلیدی: شادی ، شادمانی برای همه