شادمانی برای همه

از شادی می نویسم... شادمانی برای همه

 
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٢٦ 

 

 

گاهی چیزهایی هست که نمی خواهی به کسی نشونشون بدی.چیزهایی که از بس قشنگن با نشون دادن خراب می شن.چیزهایی که با گذشت سالها- حتی وقتی سعی می کنی نادیده شون بگیری- باهت می مونن.حسهایی که کمرنگ نمی شن.آره؟وقتی چیزی برات خوبه نمی تووونی کنارش بذاری...

Take my heart and set it free

سالی که گذشت خوب بود.من به همه ی آرزوهام رسیدم.در ضمن خودم روهم بهتر شناختم.خوب می دونم چقدر ارزش دارم: به اندازه ی زحمتی که واسه ساختن و رسیدن به ارزشهام کشیدم.حالا می دونم اون چرا برای من اینقدر ارزش داره.بابت احترامیه که واسه من وارزشهای من قائل بوده.(اعتراف می کنم آدم خودخواهی هستم.)حرفم رو پس نمی گیرم:اینکه من هی برای خودم هنجار و مرز می ذارم و هی ازشون تبعیت می کنم خیلی خوبه.به خودم افتخار می کنم.خسته نباشی خانوم.

 

 

هرچند همه چی ندارم و دلم می خواد خیلی چیزا داشته باشم فیلن به همینا قانع هستم.همیناهم خیلی زیادن.اونقدر که نمی تونم از پسشون بربیام.خیلی برام باارزشن.دلم می خواست تو لایو مگادث بودم.پری دریایی بودن خیلی گنده. می خوام پا در بیارم و از توی آب بیام بیرون و تا خود جاده بدوم.می خوام مفتی سواری کنم با ماشینی که خدا راننده شه... می خوام خدا برام آهنگ " کینگ "رو بخونه.بعد من از ماشین پیاده شم و باهاش دس بدم.می خوام از خدا سپاسگزاری کنم.

می خوام وقتی دور شدن خدا رو نگاه می کنم...خودمم باهاش رفته باشم.

 

سال نوتون هم مبارک

 

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٢٤ 

Dreams they come and go, ever shall be so
Nothing's real until you feel

 

 

 

باد آرام می گیرد

دیگر ستاره نیست

باد خود را در پرده می پوشاند

...

فاوست

 

 

Stalks of light come from the ground, when I cry there isn't a sound
All my feelings cannot be held, I'm happy in my new strange world. A look at love, a dream unfolds, living here, you'll never grow old
Don't you hear me call? Ooh
my babe


کلمات کلیدی:
 
دارم از آينه ميام بيرون...دستم رو محکم نگهدار
ساعت ۳:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٢٤ 

 

 

Oh Well, wherever, wherever you are
Iron Maiden's gonna get you, no matter how far

مهم نيس چقدر دور باشم يا خرس گنده يا ترسيده يا بدبين يا پراز خاطره های بد.مهم نيس تصميم بگيرم که چی کارا کنم و کيا باشم.هار آ استيل يا ايرن ميدن... روزی ۵۰ تا هالتر هم که بزنم بازم همينم ...يکی می گفت يوگا و خودکشی و ... ماله واخورده هاست...عشقم می گه بايد بودايی می شدم ...

از نظام طبيعت که نمی تونم فرار کنم.می خوام قبل از انقراض نسل ببر از خودم يه توله ببر داشته باشم.

 

 I surrender to your heart babe/do anything that you want me 2 do


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٢٢ 

امروز همان روز است.

امروز اينک است.

بيدار شو.بيدار شو.

 

و و قتی دو جان در هم می آميزند ... آدم از خواب بيدار می شود.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٢۱ 

I'm so happy 'cause today
I've found my friends ...
They're in my head
I'm so ugly, but that's okay, 'cause so are you ...
We've broken our mirrors (Alt: We broke our mirrors)
Sunday morning is everyday for all I care ...
And I'm not scared
Light my candles in a daze ...
'Cause I've found god
Hey, hey hey


I like it - I'm not gonna crack
I miss you - I'm not gonna crack
I love you - I'm not gonna crack
I killed you - I'm not gonna crack


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٢٠ 

What have you done my little spark

Cursing my name 'cause again I put you out

Falling apart, you tell yourself you are

Dreaming only of the ones who never dream of you

I'm your disappearing one

Vanish when the curtain's drawn

But I will come again and you will let me in

And you'll see I never disappear for long

Into your room I stumble now

Too tired to cower and it's too late to draw you out

And there you lie like a painting of Christ

Bleeding on the heads of the ones who nailed you down

I'm your disappearing one

Vanish when the curtain's drawn

But I will come again and you will let me in

And you'll see I never disappear for long.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱٩ 

We know that you are unique,and we`ll always treat you like an individual.we like you just the way you are


کلمات کلیدی:
 
دوس داشتن خيلی ساده س(ساديسم نه ها!)
ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱۸ 

زندگی خیلی زیبا و سادس... گفته بودم که خودم رو روزی از روزهای بد می دزدم.... دزدیدم. 

وقتی سر چيزای احمقانه دعوا می شد...وقتی که از پای کامپيوتر بلند نمی شدم و اون تا دوهفته باهام قهر می کرد....وقتی ماشين رو تو پارک همسايه می ذاشتم و اون صبح ساعت ۷ می رفت جلوی درشون عذرخواهی تا شورلت بدريختشون رو از پشت ماشينمون در بيارن ...دو هفته باهام قهر می کرد...وقتی گوشوارم رو می کشيد و دوتا سوراخش می شد يکی و خون فواره می زد رو سراميکای سفيد تا يک ماه باهاش قهر می کردم...وقتی از توی کشوش اسکاچ پيدا می کردم و به بابام می گفتم تا يه ماه باهام قهر می کرد...می گفت جلومن نگو عاشق جانی دپ یا کریس ک هستی این جور حرفا همه ی مردا رو ناراحت می کنه!می گفت صدای نی نی در نیار. می گفت شیر رو هورت نکش .می گفت اسپاگتی رو آبکش نکن...می گفتم و می خوردم و می کردم...(یه حالییییی می داددد!) !چرا؟نمی دونم...حالا بی خود می کنم می شینم واسه جای خالیش گریه می کنم....دروغ می گم ...خودخواهم. دوسش نداشتم.

نزديکه بهاره و من توی سايت دانشگاه نشستم...بازم کت قرمزم افتاده بود زمين و د اون رو برداشت و بهم داد.سعی می کرد جدی باشه و وانمود کنه که اصلا حواسش به من نيست!این جنس اولیها توی مخشون فرو رفته که نبايد احساساتشون رو نشون بدن!

حق ندارم وقتی ميز رو می چينم با ديدن صندلی خاليش گريه کنم...ما حق نداريم به اسم دوس داشتن همديگه رو آزار بدیم...حق نداریم خودآزاری خودمون رو با اسم رنج بردن از عشقهای ناکام گذشته توجیه کنیم و گناهمون رو گردن دروغ و حماقت آدمایی بذاریم که دیگه تو زندگیمون نقشی ندارن...

دوست داشتن خیلی سادس.مثه کاری که مامانم می کنه...مامانی ما رو دوس داره...از وقتی بازنشسته شده صبا زود از خواب بیدار می شه و سرامیکا رو برق می ندازه...بعد می ره بانک ومیوه فروشی و سوپر مارکت و اتوشویی...ناهار می پزه . کتابای من و بابا رو ویرایش می کنه...شبا سریال کبرا 11 می بینه و با بابا روزنامه می خونه.مامانم ما رو دوس داره.حرفای قشنگ به کسی نمی گه..اما سر کسی داد نمی زنه...موسیقی متال گوش نمی ده...با اینکه تحصیل کردس ادای روشنفکرا رو در نمی آره...مامانم یه زن کاملیه...

دانشگاه خلوت شده...همه رفتن...طره هم بالاخره رفت.توجیهی برای کارای احمقانه اش ندارم... این کلام فلسفی پیچیده ...لا اقلش اینه مزاحمتی ایجاد نمی کنه...آرامش ترسناکی داره...میل ک رو می خونم...برای بار سوم:هیچ سرنخی نداره...احوال پرسیه ساده و گله از اینکه جوابش رو دیر به دیر می دم... می گه معنی سردی و دوری من رو نمی فهمه...نمی دونم چرا کسی نمی خواد معنی همه چیز رو بی خیال شه...چراهمه دنبال راه حلهای پیچیده هستن...دلیلش اینه که دیگه حوصله ی ماجرا جویی ندارم.مگه خیلی بی ارزه.

 

داریم می ریم آشتی کنون...من و غزال می ریم دیدن آقای س...می خوایم باهاش آشتی کنیم...هر دومون آرزو کردیم زن و بچه دار شده باشه.(اگه تا حالا مک گیل نرفته باشه!)

می خوام از اینجا با هر کی که به نوعی اینجا رو می خونه و باهاش قهرم آشتی کنم...تو دلم از هیچ کی چیزی ندارم...نه محبت نه کینه...دوستتونم ندارم چون نمی خوام دوسم داشته باشین...لطفا میل ندین و زنگ نزنین ..دوره تون تموم شده...من آدم قبلی نیستم...شما هم نیستین و دلیل نداره هر وقت پست جدید می کنم فیلتون یاد هندستون کنه...اونایی که دوستم بودن تا حالا هم باهم موندیم اما بقیه که نبودن دیگه ... اینم بذارین به حساب یه خواهش دوستانه ی قدیمی...دلیلی نداره اینجا رو ببندم...اینجا رو تنهایی وا کردم و می خوام تا تهش بنویسم...مهم هم نیست اونایی که وجوشون برای علی السویه است اینا رو بخونن...به هر حال برام مهم نیست" ان ناثین الس مررز!

دارم متالیکا گوش می دم..با جیمز هیتفیلد هم آشتی کردم و با آهنگ مذکور و با امینم و شگی...دیگه صدای کسی آزارم نمی ده...مث اینکه دارم راستی راستی خانوووووووووم می شم..

نه مارک کفش کسی مهمه نه صفرهای حساب بانکیش...مهم اینه که بتونیم زبان مشترک پیدا کنیم ... زبان مشترک یعنی دوس داشتن مون بی ریا باشه...یعنی کارهایی رو انجام بدیم که اون یکی دوست داره...یعنی بی تفاوت و سرد نباشیم...ینی نذاریم اون یکی مون رنج بکشه...ینی نذاریم رنج بکشیم...حالا بهش چیزی نگیم و ندیم و نکنیم هم زیاد مهم نیس!...

 

 

 

خودنویس سیاه یوروپن و خودکارطلایی کراس رو لای انگشتام می چرخونم...سوئی شرت قرمز بازم افتاده رو زمین .این بار خودم برش می دارم... د دیگه نیست.آ یه گلدون پامچال می ذاره رو میزمن و می ره شهرستونشون:عیدم مبارکه...

 

 

 

آدمای عادی چی از دنیا می خوان؟من خیلی عادیم.

 

نه حق ندارم واسش گریه کنم.نه حق ندارم واست گریه کنم.اگه دوس داشتنه راستکی باشه آه و ناله نداره.اگه دوسم داشته باشی باهام خوشحالی حتی اگه یه ثانیه باشه.اگه دوست داشته باشم یه ثانیه برام کافیه( از سرم هم زیاده).اگه دوسش داشته باشم واسش گریه نمی کنم عوضش این بار که دیدمش اون کاری رو می کنم که می دونم دوس دارم یا لااقل اون کاری رو نمی کنم که می دونم اون دوس نداره...دوس داشتنه ساده باشه بهتره..زندگی ساده باشه بهتره...مزه ی بستنی دایتی ساده از خیلی چیزا بهتره حالا می خواد لیوانی 150 تومن باشه.

 

عیدتون مبارک/فعلن.


کلمات کلیدی:
 
من اژدها هستم
ساعت ٤:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱٧ 

For too long now, there were secrets in my mind
For too long now, there were things I should have said
In the darkness...i was stumbling for the door
To find a reason - to find the time, the place, the hour

Waiting for the winter sun, and the cold light of day
The misty ghosts of childhood fears
The pressure is building, and I can’t stay away

I throw myself into the sea
Release the wave, let it wash over me
To face the fear I once believed
The tears of the dragon, for you and for me

Where I was, I had wings that couldn’t fly
Where I was, I had tears I couldn’t cry
My emotions frozen in an icy lake
I couldn’t feel them until the ice began to break

I have no power over this, you know I’m afraid
The walls I built are crumbling
The water is moving, I’m slipping away...

I throw myself into the sea
Release the wave, let it wash over me
To face the fear I once believed
The tears of the dragon, for you and for me

Slowly I awake, slowly I rise
The walls I built are crumbling
The water is moving, I’m slipping away...

I throw (I throw
Myself (myself
Into the sea
Release the wave, let it wash over me
To face (to face
The fear (the fear
I once believed
The tears of the dragon, for you and for me

I throw (I throw
Myself (myself
Into the sea
Release the wave, let it wash over me
To face (to face
The fear (the fear
I once believed
The tears of the dragon, for you and for me

 


کلمات کلیدی:
 
من اژدها هستم
ساعت ٤:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱٧ 

For too long now, there were secrets in my mind
For too long now, there were things I should have said
In the darkness...i was stumbling for the door
To find a reason - to find the time, the place, the hour

Waiting for the winter sun, and the cold light of day
The misty ghosts of childhood fears
The pressure is building, and I can’t stay away

I throw myself into the sea
Release the wave, let it wash over me
To face the fear I once believed
The tears of the dragon, for you and for me

Where I was, I had wings that couldn’t fly
Where I was, I had tears I couldn’t cry
My emotions frozen in an icy lake
I couldn’t feel them until the ice began to break

I have no power over this, you know I’m afraid
The walls I built are crumbling
The water is moving, I’m slipping away...

I throw myself into the sea
Release the wave, let it wash over me
To face the fear I once believed
The tears of the dragon, for you and for me

Slowly I awake, slowly I rise
The walls I built are crumbling
The water is moving, I’m slipping away...

I throw (I throw)
Myself (myself)
Into the sea
Release the wave, let it wash over me
To face (to face)
The fear (the fear)
I once believed
The tears of the dragon, for you and for me

I throw (I throw)
Myself (myself)
Into the sea
Release the wave, let it wash over me
To face (to face)
The fear (the fear)
I once believed
The tears of the dragon, for you and for me


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱٧ 

Life is bigger
It's bigger than you
And you are not me
The lengths that I will go to
The distance in your eyes
Oh no I've said too much
I set it up

That's me in the corner
That's me in the spotlight
Losing my religion
Trying to keep up with you
And I don't know if I can do it
Oh no I've said too much
I haven't said enough
I thought that I heard you laughing
I thought that I heard you sing
I think I thought I saw you try

Every whisper
Of every waking hour I'm
Choosing my confessions
Trying to keep an eye on you
Like a hurt lost and blinded fool
Oh no I've said too much
I set it up

Consider this
The hint of the century
Consider this
The slip that brought me
To my knees failed
What if all these fantasies
Come flailing around
Now I've said too much
I thought that I heard you laughing
I thought that I heard you sing
I think I thought I saw you try

But that was just a dream
That was just a dream


کلمات کلیدی:
 
؟
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱٤ 


Je suis désolé
Lo siento
Ik ben droevig
Sono spiacente
Perdóname 


I've heard it all before


I don't wanna hear
I don't wanna know
Please don't say you're sorry
I heard it all before
And I can take care of myself
I don't wanna hear
I don't wanna know
Please don't say "forgive me"
I've seen it all before
And I can't take it anymore

You're not half the man you think you are
Save your words because you've gone too far
I listened to your lies and all your stories [I listened to your stories]
You're not half the man you'd like to be 



Don't explain yourself 'cause talk is cheap
There's more important things than hearing you speak
You stayed because I made it so convenient [I made it so convenient]
Don't explain yourself, you'll never see

Gomen nasai
Mujhe maph kardo
Przepraszam
Slicha
Forgive me


Don't explain yourself, 'cause talk is cheap
There's more important things than hearing you speak


[I don't wanna hear]
[I don't wanna know]
[Please don't say "forgive me"]

I've heard it all before


کلمات کلیدی:
 
God doesn`t play dice with the universe
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٧ 

وقتی آدم ارزش خودش رو بدونه گول وعده ی غريبه ها رو نمی خوره.ياد می گیره بايد کجا بره.بايد بالا بره و به جايی می رسه که جاشه.اما اونجا هم باز بايد يادش باشه که بايد جاش رو حفظ کنه و بازم ارزش خودش رو بدونه و به کمترش قانع نشه...اونوخته که زندگيش واقعا ارزش داره!ارزش ۲۶ سال زندگی رو داره!

آره دليل زندگی اينه...خدايا ممنون.

Happy Birthday To Me


کلمات کلیدی: